بسم الله الرحمن الرحیم
آمار بازدید
  • 1,472
  • 1,442
  • 87,083
  • 3,482,033
  • 12,399,466

۲۵۱- ساعتی تفکر ” بررسی علل آمار بالای تلفات جاده ای”

بسمه تعالی

 قابل توجه وزیر محترم کشور و فرمانده محترم نیروی انتظامی ،
پیامبر ص در حدیثی فرمودند : تفكر ساعة خير من عبادة ستّين سنة.
ساعتی تفکر از شصت سال عبادت برتر است.
احتراما در خصوص بررسی علت العلل افزایش تصادفات و فوت در جاده ها مقاله ذیل تقدیم حضور میشود.
ابتدا جا دارد تشکر داشته باشم از زحمات مستمر پرسنل محترم راهور و نیروی انتظامی که بطور مجدانه امنیت جامعه و امنیت تردد راههای کشور را مدیریت و نظارت و هدایت میکنند . بارها در جاده ها خودرو را نگهداشته و پیاده شدم و با برخورد گرم و فشردن دستهایشان، از حضور و تلاششان تشکر کردم و میدیدم بسیار انرژی گرفته و لبخند زنان مرا بدرقه مینمایند و لذا خواهش میکنم تمامی هموطنان گرامی اینکار را انجام دهند.
اینک بررسی ذیل را با یاداوری یک مقاله سایت درخت سعادت بعرض گرامیان میرسانم .
در مقاله زنجیره سرنوشت همین سایت عرض شد دیتا و اطلاعات دیداری، شنیداری و بصری بستر تفکر، تفکر بستر باورها ، باورها بستر احساسات و احساسات بستر افعال و افعال بستر عادات و عادات بستر شخصیت و شخصیت بستر سرنوشت است  مثلا اگر چشم ما ماری را ببیند ابتدا تفکر ما فعال شده ان را تجزیه تحلیل میکند و بعد به باورها مراجعه و بعد احساسات ما فعال شده و از ان میترسد و سپس فعل ما  فعال و از مار فرار میکنیم و این برایمان عادت و شخصیت و سرنوشت ما در برخورد با مار را میسازد. .  پس برای داشتن سرنوشت خوب بایستی باورهای خوب داشت و باورهای خوب از طریق اموزش شکل میگیرند.
اگر میبینیم امار تصادفات و فوت افراد در جاده ها زیاد است ، ریشه اش در باورهاست .چه کسی باورهای رانندگی ایمن را میسازد ؟ مسلما این باورها در قاطعیت یا عدم قاطعیت ماموران راهور در شهرها شکل گرفته و در جاده ها اثراتش را میبینیم. راننده زمانیکه در شهر بی قانونی کند و ببیند ناظر قانون سهوا یا عمدا به او توجه نکرده ، جری شده و خطایش را تکرار و زمانیکه با همین باور به جاده میرود خودش و دیگران را دچار مشکل میکند. حال چکار باید کرد؟
چاره در نظارت دقیق و مستمر در شهرهاست که این باور در ذهن ها شکل گیرد که قانون مرا میبیند و در صورت تخلف ، قاطع و سخت گیر و بدون هیچ اغماض است.
یکی از دوستان پسرم که به استالیا مهاجرت کرده سه نمونه از برخورد پلیس را به سرم گفت که خدمت عزیزان عرض میکنم :
بار اول که با سرعت غیر مجاز رانندگی کردم وقتی نا اشنا بودن خودم را مطرح کردم ، مامور قبول کرد اما مرا ملزم کرد که حدود ده جلسه متوالی یکشنبه ها در کلیسا حضور یابم تا اخلاقیات و انسانیتم رشد یابد چون معتقد بود انسان متعادل و سالم خلاف نمی کند.
بار دوم که با سرعت رانندگی کردم بدون هیچ اغمازی حدود ۵۵۰ دلار یعنی حقوق چند هفته ام مرا جریمه سنگین کرد.
بار سوم ، معمولا زمانی که دانش اموزان  از خودرو مدرسه پیاده یا سوار میشوند کلیه خودروها الزاما بایستی با حدود سی متر فاصله توقف نمایند و من چند متر جلو رفته بودم که پلیس متوجه شد و مرا ملزم کرد که چند هفته لباس مخصوص بپوشم  و با پلاکارد در دست  هنگام سوار و پیاده شدن دانش اموزان  رانندگان را کنترل و هدایت کنم.
یک راه نجات از این بحران استفاده از تفکرچابک یا Agile است بدین صورت که مثلا در شهر مشهد اگر محدودیت دوربین داریم ، ابتدا شهررا به مناطق مختلف تقسیم و دوربینها بصورت شناور در مناطق بطور اشباع مثلا ۶ ماه مستقر و شدیدا کنترل و فیدبک خطاها بلافاصله برای رانندگان متخلف پیامک شود و بعد از ۶ ماه تعداد دوربین ان منطقه متعادل شده و منطقه بعدی اشباع شود و…. با این اقدام رانندگان باور میکنند که زیر نگاه دقیق و مستمر قانون هستند و امار تخلفات کاهش خواهد یافت و یقین بدانیم این کاهش تخلفات درون شهری در کاهش آمار تصادفات و مرگ و میر جاده ای خود را نشان خواهد داد.
راهکار دیگر تقسیم کردن داخل شهر به زون هاو مناطق متعادل و محول کردن و دادن مسئولیت جلوگیری از تخلفات و اعمال قانون به یک افسر مشخص است چرا که بارها دیدم ماموری از کنار یک تخلف  براحتی و بدون عکس العمل عبور کرده اما اگر مسئولیت ان‌ منطقه با او بود بدون توجه عبور نمیکرد.

5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Scroll to Top